سه نقطه...سکوت!!
من و خدایم
رویا هاتو محکم بچسب واسه این که اگه رویاها بمیرن زندگی عین مرغ شکسته بالی میشه که دیگه مگه پروازو خواب ببینه . رویاهاتو محکم بچسب واسه این که اگه رویاهات از دس برن زندگی عین بیابون برهوتی میشه که برفها توش یخ زده باشن. امروز زنگ اول یک معلم تازه داشتیم البته کل معلمامون تازه شدن این زنگ ،مثلا زنگ پرسش بود وقرار بود مدیر مدرسه یا ناظم بیاد سر کلاس اما نگو اینم بر خودش معلم داشت:خانم آمد سرکلاس همه بلند شدیم که خوب با سلام نشستیم هنوز نرسیده گفت :کی گفته بشینید همه خشکمون زده بود آخه تا به حال اینطوری معلمامون باهامون رفتار نکردن(انقدر که رفتار نکردن ندیده شده بودیم) اما بعد گفت حالا بشینید. قرار بود دو درس اجتماعی ویک درس تاریخ امتحان گرفته بشه اول که خواستم بگم خانم جدا.. برگشت گفت لازم نیست تائین تکلیف کنید(هیچی نگفتم گفتم شاید حق داره)خواستم بعد چند دقیقه بگم خانم بیارم برگه غائبین را امضا کنید که هنوز نگفته خانم گفت:این دومین باره دخالت کردی. گفت برگه ها را آماده کنید تا سوالا را بگم ،از دست این مریم، که یک چیزی گفت که منو،خودش وزهره زدیم زیر خنده انگار که فقط منو دیده این شد سومین بار مریم گفت: بگو کاری نکردی گفتم ول کن بهش بعدا می گم که پرسید اسمت چیه گفتم خانم عابدی باشه همونجا 3 تا منفی داد .بعد امتحان دیگه اجازه نگرفتم فقط دستمو بالا کردم وبلند شدم رفتم پیشش گفتم خانم کیارمی لطفا این برگه را امضا کنید (اون 90 دقیقه فقط به من زل زده بود)امضا کرد رفتم پیش خانم عربلو وکلی گله گلایه چرا اینجوریه هنوز..... خانم می خندید وگفت: من گفتم اینکا را کنه... تا رسیدم بالا سر کلاس، زنگ خورد بچه ها را بیرون کردم ورفتم پائین توی طول 20 دقیقه زنگ تفریح همه بچه ها داشتن به بچه هایی که زنگ بعد باهاش کار داشتن توصیه می کردن که چه طوررفتار کنن چون می دونستم نسرین بهترین دوستم چه جوری می خواد رفتار کنه تا دقیقه 90 همش می گفتم نسرین این کارا کن نسرین انکارا کن(نسرین دختر خوش خنده ایی بود وخوش زبون اما از این که منفی بگیره می ترسیدم آخه بر خودش کلی اسم ورسم داشت وهمه معلما روش حساب می بردن) بعد زنگ تفریح وقتی کلاس و ساکت کردم رفتم راهرو تا ببینم چه خبره دیدم خانم عربلو گفت عابدی با تاکید:گفتم بله خانم ،گفت :چیکار کردی خانم کیارمی آمد دربارت سوال کرد ومی پرسید انضباطش ،معدلش،(آخه سال پیش بجای نمره خوب بد یا عالی می دادن منم از اونایی بودم که عالی گرفتم "شانس آوردم ولا می گفت اصلا ادبش اینه".....).گفتم خانم به پیر به پیغمبر من کاری نکردم..گفتم خانم شما چی گفتید :خندید وگفت نترس گفتم دختر خوبی هستی رابطه من با خانم عربلو وخانم علی مرادی تو مدرسه بهتر از همه معلما بود.همون روز خانم تبریزی هم که معلم جدیدمون بود آمد سرکلاس خیلی مهربون بود خلاصه خدا آخر عاقبتمو تا آخر سال با این معلم تازه وارد ختم بخیر کنه. خدا سرده دلم سرده قلبم از سرما یخ بسته خدا سرده خدا سنگ شد دلم از سرما خدا شدم یخی تنها فکرم سرماست روحم منجمد شده حتی اشکاهیم قندیل بسته اند وخنده هایم خط صافی آری من انسانی یخی شدم گرمای محبتت را بر روانم بتاب تا دوباره بهار شوم دلم دوباره هوای نوشتن کرده ای کاش همیشه بهار بود دلم گرفته از وقتی پائیز آمده ای کاش بتونیم همیشه گرم باشیم نه مثل من سرد ! یک هفته بعد مدرسه ها هم دوره دوسال راهنماییم عاطفه منو کشید کنار از اونجا که بقول معروف نماینده کلاس بودم وهمه انتظار دیگه ایی از من داشتن چیکارم داری عاطفه؟؟ چقدراخمو وبد اخلاق شدی یک کلمه هم حرف نمی زنی اصلا اگه معلم از تو سوال نپرسه صدات در نمی یاد اونوقت که ساعت آخر بود وخانم صادقی معلم دینی آمد سر کلاس گفت :فقط درس می دم امروز که بعد ظهر امدید فرق داره گرمه وکم حوصله اید (اخه قرار بود مثلا ما افطار مدرسه باشیم) سرمای بدی خورده بودم وماسک زدم تا کسی مثل من نشه!(خانم عربلو ناظمم مسخرم کرد وگفت:سوسول) اونروز کلی به حرفای عاطفه فکر کردم واقعا آدم سرد واخمویی شده بودم نه خنده ایی نه حرفی؟؟ خودمم متعجبم چرا؟؟ امروز که این حرفو به دایی علی زدم پرسید چرا: به شوخی انداختم وگفتتم که تابستون تمام انرژیم وخنده ام تموم شده اما خدا خودت بهم بگو چرا من یخی شدم! 
الهی!آفریدی رایگان وروزی دادی رایگان ،بیامرز رایگان که تو خدایی نه بازرگان.
الهی! بنیاد توحید ما را خراب مکن وباغ امید ما بی آب مکن.
الهی !می بینی ومی دانی وبرآوردن می توانی .
الهی!بود ونابود من تو را یکسان ،از غم مرا به شادی رسان.
پی نوشت:امروز یک مهر است ومن بهترین مناجات خواجه عبد الله انصاری از نظر خودم را برای شما
نوشتم
امیدوارم شما هم این مناجات را دوست داشته باشید.
اگه به دوستان نازنینی سر نزدم پوزش می خواهم.
به امید دیداری دوباره!
| Design By : Night Skin |

