تبليغاتX
سه نقطه...سکوت!!


سه نقطه...سکوت!!

من و خدایم

حرفهایی هست برای گفتن،
که اگر گوشی نبود، نمی گوییم،
و حرفهایی هست برای نگفتن،
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آرند.          
 حرفهایی شگفت، زیبا و اهورایی همین هایند                                                
و سرمایه ماورایی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد،
حرفهای بیتاب و طاقت فرسا،
که همچون زبانه های بیقرار آتشند،
کلماتش، هریک، انفجاری را به بند کشیده اند،
کلماتی که پاره های بودن آدمی اند...
اینان هماره در جستجوی مخاطب خویشند،
اگر یافتند، یافته می شوند...
و ...
در صمیم وجدان او، آرام می گیرند.
و اگر مخاطب خویش را نیافتند، نیستند،
و اگر او را گم کردند، روح را از دورن به آتش می کشند و، دمادم، حریق های دهشتناک عذاب برمی افروزند.
و خدا، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت،

" دکترعلی شریعتی "

******************************************

ای کاش برگردی تا حرفایی که روی دلم تلمبار شده را بشنوی

بشنوی ومن بگوییم حتی اگر تو سخنی نگویی!!!

دوستت دارم برای ابد وهمیشه...........

تنهام نزار هیچ وقت هیچ وقت..........!!!

بزار دستاتو محکم بگیرم تا باورت بشه بزار!

 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 21:8 توسط مهدیا| |

خداوندا

دستانم خالي اند

و دلم غرق در آرزو ها

يا دستانم را توانا كن

يا دلم را از آرزو هاي دست نيافتني

خالي كن

 

غرق در افکار خودم دنبال چیزی در وجودمم اما پیدا نمی کنم!!!!

چند روزه احساس بدی دارم نه می تونم خودمو خالی کنم نه می تونم این حس رادفع !

کلمات در ذهنمن اما نمی دونم چطور بنویسم...!!!

 

 

خدایا دلمو خالی کن وجاش یه حس تازه وقشنگ بزار حسی که بتونم باهاش تازه بشم !!!!!!

.

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:12 توسط مهدیا| |

نگاه کن

                         من از ستاره سوختم

لبالب از ستارگان تب شدم

چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل

ستاره چین

         برکه های شب شدم

                    "فروغ فرخزاد"

 

ما عادت داریم به همه چیز

 

بقول خودمون عشق تو افسانه هاست......

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 13:16 توسط مهدیا| |

خدایا

چه ساعت ها کند می گذرند

ولحظه ها جنون آور

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خدایا امروز به اندازه تمام روزها دلتنگم

می خوام انقدر داستان بسازم وتموم کنم که خودمم با این داستانا تموم بشم !!!!!!!

خستم خدایا خسته

..................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 14:53 توسط مهدیا| |


Design By : Night Skin

Others