تبليغاتX
سه نقطه...سکوت!!


سه نقطه...سکوت!!

من و خدایم

این دلهره ها تموم شدنی نیست

کلافم....الان داشتم یکی از آهنگ های محسن یگانه رو گوش می دادم که کمی اشک ریختم ....سماء امد بالا سرمونگام کرد ....انگار می دونست من اشک می ریزم نمی دونم چرا اما تکذیبش کردم...دارم می سوزم ....

وقتی غصم شروع شد آسمونم غصه دار شد....وقتی گریم شروع شد اسمونم گریون شد.............وقتی داشتم داد می زدم چنان شلاق به زمین زد .............................

از چی می ترسم؟؟

ای کاش پا تو  این جاده نمی ذاشتم خدا!

                                             http://whereistheirvote.x10hosting.com/

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 23:53 توسط مهدیا| |

نصر من الله وفتح القریب

 

مرگ بر این دولت مردم فریب

 

الله اکبر

الله اکبر

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 16:36 توسط مهدیا| |

ای کاش یکی بود این اشکها را ببینه که بخاطر حقیر بودن چه کسی می ریزه

ای کاش کسی بود ببینه که چه طور برای پیروزی مردی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب کردم دعا می خوندم

ای کاش کسی بود ببینه من که حق انتخاب ندارم خفم کردن

اما حرفها دارم

لعنت بر تو

لعنت بر تو که تمام اسطوره ها وستاره های این مملکت را تحقیر کردی

ودرود بر کسی که در برابر حقارت تو نجابت نشان داد وارام بود

درود بر نجابتش درود بر متانتش

ولعنت بر حقارتت ولعنت بر تو

تا به حال کسی را نفرین نکردم

اما نفرین بر تو وتو

.........

اما خانم رهنورد را به عنوان یک کسی که ازش درس شخصیت بگیرم انتخاب کردم وحامی خانم پروفسورم

تو دیگه انده بی حیایی

 

بازم اشک می ریزم تا این مرد نماینده منه تو این کشور

درود بر تو موسوی.........درود

 

 

                                                 

نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 23:17 توسط مهدیا| |

این مدت که درگیر درسام بودم دلم لک زده بود برای نوشتن وحتی خوندن کتابای متفرقه....

..نوشتن خودش خیلی ادم را تخلیه روحی وروانی می کنه تو این مدت انقدر اتفاقات وحرفها دور ورم بوده

 که خودشون کلی تخلیه  کردن می خواد .....هنوزم به امتحانام مونده اما می خوام یکم زودتر خودمو

راحت کنم .....

همین که این کلمات را نوشتم کلی سبکم کرده .....این شعر حافظ خیلی قشنگه...

 

 

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم واو در فغان ودر غوغاست

 

دلم زپرده  برون شد کجائی ای مطرب

بنال های که از این پرده کار ما به نواست

 

 

 

......از لحظه لحظه های این روزها متنفرم ای کاش خرداد هر چه زودتر تموم بشه...

 

دیدی ای مه که ناگه رمیدی و رفتی
پیوند الفت بریدی و رفتی

هرچه خواری به یاری کشیدم و دیدم
دامن ز دستم کشیدی و رفتی

بس ناله‌ ها کردم به امیدی که رحم آری
به فریاد من ای گل

فریاد از دل تو کز جفا ، فریادمو نشنیدی و رفتی

جانا گرچه بردی از یادم

جان در کوی عاشقی دادم

ز پا فکندی ، به سر دویدم ، گوهر فشاندم
بر اشک من خندیدی و رفتی

ساقی بده آن می را

مطرب بزن آن نی را
که پای لاله ، پیاله خوش باشد
دل اسیران به ناله خوش باشد

علاج محنت به ‌جز می نیست
به‌ غیر نالیدن نی نیست

 

......................

با صدای محمدرضا شجریان

خدایا می خوام فرار کنم از دست این افکار خودم کمکم کن؟؟؟؟!!!!!!!

 

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:4 توسط مهدیا| |


Design By : Night Skin

Others